
|
تاريخ خبر: داستان كوتاه تقدير!
|
|
موش از شكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سروصدا براي چيست. مرد مزرعهدار تازه از شهر رسيده و زنش با خوشحالي بستهاي را كه شوهرش با خود آورده بود باز ميكرد. موش با خود گفت: كاش يك غذاي حسابي باشد؛ اما همين كه بسته را باز كردند، از ترس، تمامي بدنش به لرزه افتاد. صاحب مزرعه يك تلهموش خريده بود. موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر را به همه حيوانات بدهد. او به هركسي كه ميرسيد، ميگفت: «توي مزرعه يك تله موش آوردهاند، صاحب مزرعه يك تله موش خريده است! مرغ با شنيدن اين خبر، بالهايش را تكان داد و گفت: «آقاي موش، برايت متاسفم. از اين به بعد خيلي بايد مواظب خودت باشي، به هر حال من كاري به تلهموش ندارم، تله موش هم ربطي به من ندارد.» ميش وقتي خبر تله موش را شنيد، گفت: «آقاي موش من فقط ميتوانم دعا كنم كه توي تله نيفتي. گاو هم با شنيدن خبر، سري تكان داد و گفت: «من كه تا حالا نديدهام گاوي توي تله موش بيفتد!» نيمههاي همان شب، صداي شديد به هم خوردن چيزي در خانه پيچيد. زن مزرعهدار بلافاصله بلند شد و به سوي انباري رفت تا موش را كه در تله افتاده بود، ببيند. او در تاريكي متوجه نشد آنچه در تلهموش تقلا ميكند، موش نيست، بلكه يك مار خطرناكي است كه دُم به تله داده است. همين كه زن به تلهموش نزديك شد، مار پايش را نيش زد و صداي جيغ و فريادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه او را فوراً به بيمارستان رساند. بعد از چند روز، حال وي بهتر شد، اما روزي كه به خانه برگشت، هنوز تب داشت. زن همسايه گفت: «براي تقويت بيمار و قطع شدن تب او هيچ غذايي مثل سوپ مرغ نيست.» مرد مزرعهدار كه زنش را خيلي دوست داشت، فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتي بعد بوي خوش سوپ مرغ در خانه پيچيد. اما هرچه صبر كردند، تب بيمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آنها رفت و آمد ميكردند تا جوياي سلامتي او شوند. براي همين مرد مزرعهدار مجبور شد، ميش را هم قرباني كند تا با گوشت آن براي ميهمانان عزيزش غذا بپزد روزها ميگذشت و حال زن مزرعهدار هر روز بدتر ميشد. تا اين كه يك روز صبح، درحالي كه از درد به خود ميپيچيد، از دنيا رفت و خبر مردن او خيلي زود در روستا پيچيد. افراد زيادي در مراسم خاكسپاري او شركت كردند. بنابر اين، مرد مزرعهدار مجبور شد از گاوش هم بگذرد و غذاي مفصلي براي ميهمانان دور و نزديك تدارك ببيند. حالا، موش به تنهايي در مزرعه ميگشت و به حيوانهاي زبان بستهاي فكر ميكرد كه كاري به كار تلهموش نداشتند! codex23x page28 |
PDF صفحات روزنامه
Ettelaat International



آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي
تلفن : 29999
22258022 : فاكس
Ettelaat Newspaper
Tehran Mirdamad Boulvard
Tel : 009821 29999
Fax : 009821 29999
email: ettelaat@ettelaat.com






































84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور




PDF صفحات نيازمنديها
PDF صفحات ضميمه


